توضیح Exposing to the Right (یا ETTR)
نوردهی به سمت راست (Exposing to the Right یا به اختصار ETTR) رویکردی در عکاسی است که به همان اندازه که مفید است، بحثبرانگیز هم هست.
از یک طرف، ETTR یک تکنیک دیگر است که باید هنگام عکاسی به خاطر بسپارید و اگر بهدرستی استفاده نشود، میتواند نوردهی شما را خراب کند.
از طرف دیگر، حداقل از نظر تئوری، ETTR اوج و کمال نوردهی دیجیتال به حساب میآید. با اجرای صحیح ETTR، تصاویر شما بیشترین جزئیات ممکن را در سایهها خواهند داشت، بدون آنکه در بخشهای روشن تصویر (هایلایتها) اطلاعاتی از بین برود.
لازم است بدانید که این مقاله برای افراد مبتدی نوشته نشده است. اگر درک کاملی از اصول پایه نوردهی ندارید، این مطلب بیشتر باعث سردرگمی شما خواهد شد تا کمک. اما اگر با مبانی نوردهی آشنا هستید و به دنبال ثبت تصاویری با بالاترین کیفیت ممکن میباشید، ETTR میتواند برای عکاسی شما مفید باشد.
1. مرور کلی (Overview)
پایه و اساس ETTR ساده است:
نوردهی خود را بهینه کنید تا باکیفیتترین تصویر ممکن را به دست آورید.
بیشتر عکاسان صحنه را طوری نوردهی میکنند که تصویر همانطور که دوست دارند به نظر برسد – و در نگاه اول این کار منطقی است.

اما «نوردهی بهینه» با این مفهوم فرق دارد. بهجای آنکه صحنه را «درست» نوردهی کنید، بهتر است آن را تا حد ممکن روشن نوردهی کنید، بدون آنکه بخشهای روشن تصویر بسوزند و تمام اطلاعات خود را از دست بدهند. سپس در مرحله ویرایش (Post-Processing)، تصویر را تیره میکنید تا به ظاهر دلخواه خود برسید.

وقتی در مرحله ویرایش نوردهی تصویر را کاهش میدهید، در واقع در حال استفاده از ایزویی پایینتر از ایزوی پایه هستید. این کار مزایای مشابهی هم دارد؛ از جمله کاهش نویز تصویر، رنگهای غنیتر و دامنه دینامیکی بیشتر.
تصاویری که با ETTR ثبت شدهاند، در ویرایش انعطافپذیرتر هستند و این موضوع باعث میشود رسیدن به تصویری که در ذهن دارید، سادهتر شود.
به هیستوگرامهای زیر نگاه کنید (مربوط به عکس ستونها در بالای صفحه):
هیستوگرام اول مربوط به نوردهی «درست» عکس ستونها است – همه چیز در سطح روشناییای قرار دارد که من میخواستم.
اما هیستوگرام دوم مربوط به نوردهی ایدهآل است. این هیستوگرام را میتوان تیره کرد تا شبیه هیستوگرام بالایی شود، بدون آنکه هیچیک از بخشهای روشن تصویر کاملاً سفید شده باشند.
به همین دلیل، هیستوگرام دوم نسبت به اول اطلاعات بیشتری در خود دارد.
2. مقایسه کیفیت تصویر (Image Quality Comparisons)
البته ETTR تنها زمانی ارزشمند است که واقعاً تفاوت قابل مشاهدهای در تصویر ایجاد کند.
مقایسه زیر نمونهای از تفاوت بین نوردهی با نورسنجی ماتریسی و تصویری با جبران نوردهی +1.3 استاپ را نشان میدهد، آن هم در یک صحنه نسبتاً کمکنتراست، با ISO 100 و دوربین Nikon D800E.

حالا وقتی نوردهی تصویر دوم را در لایتروم کاهش میدهم، دو عکس عملاً شبیه به هم به نظر میرسند:

با این حال، حداقل از نظر تئوری، تصویر دوم کمی جزئیات بیشتری نسبت به تصویر سمت چپ دارد.
وقتی تغییراتی مانند افزایش کنتراست، شارپنینگ و وایبرنس را در لایتروم اعمال میکنیم، تفاوتها در کراپ زیر قابل مشاهده میشوند:
تصاویر بالا نشان میدهند که چرا ETTR تا این حد بحثبرانگیز است.
بله، تفاوتهایی وجود دارد – کراپ بالایی قطعاً نویز بیشتری نسبت به کراپ پایینی دارد – اما این تفاوتها در نمای ۱۰۰٪ دیده میشوند. اگر این تصاویر روی صفحه نمایش شما تنها ۱۰ سانتیمتر عرض داشته باشند، در واقع معادل کراپهایی از یک چاپ حدود دو متری خواهند بود.

در حقیقت، روی چاپی که عرض آن کمتر از ۶۰ سانتیمتر (حدود دو فوت) باشد، تفاوتها تقریباً قابل تشخیص نیستند. برای بسیاری از عکاسان، افزایش کیفیت حاصل از ETTR به زحمت و دردسر آن نمیارزد.

با این حال، تفاوتهای مشخصی میان دو نوردهی وجود دارد.
عکاسان معمولاً بسیار نگران ثبت بیشترین داده ممکن هستند و نوردهی به سمت راست بدون تردید کیفیت نهایی تصویر را بهتر میکند. در این صحنه، تنها 1.3 استاپ اختلاف بین نوردهی پیشنهادی نورسنج و نوردهی ETTR وجود داشت – اما در صحنههایی که این اختلاف بیشتر است، بهبود کیفیت حاصل از ETTR نیز محسوستر خواهد بود.
همچنین اگر چاپهای بزرگ انجام میدهید یا از دوربینهای نسل قدیمیتر استفاده میکنید، این تفاوتها اهمیت بیشتری پیدا میکنند.
3. پیادهسازی در عمل (Putting it into Practice)
سختترین بخش ETTR این است که باید بسیار مراقب باشید بیش از حد به سمت راست نوردهی نکنید.
خطر اصلی این است که ناخواسته بخشهای روشن تصویر را کاملاً سفید ثبت کنید (که به معنی صفر شدن اطلاعات در آن نواحی است)، حتی اگر قصد داشته باشید بعداً تصویر را تیرهتر کنید.
در حالی که بازیابی سایههای تیره در ویرایش نسبتاً ساده است، بازیابی هایلایتهایی که کاملاً سوختهاند تقریباً غیرممکن است.
همین موضوع باعث میشود بسیاری از عکاسان از ETTR فاصله بگیرند، که البته تا حدی هم قابل درک است.
چند روش وجود دارد که با استفاده از آنها میتوانید نوردهی مناسب ETTR را پیدا کنید و در عین حال از سوختن هایلایتها جلوگیری کنید.
یکی از این روشها، بررسی هیستوگرام تصویر روی نمایشگر دوربین است.
هدف شما این است که روشنترین عکس ممکن را بگیرید، بدون آنکه نمودار هیستوگرام بیش از حد به سمت راست فشرده شود، همانطور که در تصویر زیر نشان داده شده است.
متأسفانه هیستوگرام دوربین آنقدرها هم که به نظر میرسد دقیق نیست.
دوربینهای امروزی قادر نیستند هیستوگرام RAW واقعی را نمایش دهند، حتی اگر با فرمت RAW عکاسی کنید (که اگر از ETTR استفاده میکنید، حتماً باید RAW عکاسی کنید).
در عوض، هیستوگرام بر اساس پیشنمایش JPEG ساخته میشود که درون فایل RAW ذخیره شده است.
این موضوع یعنی ممکن است دوربین به شما هشدار دهد که نوردهی بیش از حد بوده، در حالی که در واقع در فایل RAW هنوز فضای بیشتری برای بازیابی وجود دارد.
واقعاً هیچ دلیل منطقیای وجود ندارد که شرکتهای سازنده دوربین از ارائه هیستوگرام RAW خودداری کنند. این قابلیت بیش از ده سال است که یکی از مهمترین درخواستهای عکاسان حرفهای منظره و استودیو بوده است.
در این مرحله، واقعاً عجیب است که عکاسان تا زمانی که فایلها را وارد کامپیوتر نکنند، امکان مشاهده هیستوگرام RAW را ندارند (به مقاله Iliah Borg درباره مقایسه بررسی فایلهای RAW و JPEG مراجعه کنید).
اولین شرکت سازندهای که این مشکل را بهدرستی حل کند، از نظر من احترام زیادی به دست خواهد آورد.
با این حال، هرچند هیستوگرام دوربین کاملاً دقیق نیست، همچنان میتواند راهنمای مفیدی برای یافتن نوردهی مناسب ETTR باشد.
همانطور که بعداً توضیح میدهم، یک روش (البته نسبتاً دردسرساز) برای حل مشکل نادقیق بودن هیستوگرام وجود دارد.
4. روش اول ETTR
یکی از روشهای رسیدن به نوردهی ETTR این است که یک عکس بگیرید و سپس هیستوگرام آن را روی دوربین بررسی کنید.
اگر هیچ بخشی از هیستوگرام به سمت راست فشرده نشده باشد، میتوانید نوردهی را افزایش دهید.
زمانی افزایش نوردهی را متوقف کنید که هیستوگرام نشان دهد هایلایتها به سفید کامل رسیدهاند.
بهجای هیستوگرام، میتوان از قابلیت «Blinkies» هم استفاده کرد. با فعال بودن این گزینه، بخشهایی از تصویر که کاملاً سفید شدهاند، روی نمایشگر چشمک میزنند.
Blinkies از هیستوگرام راحتتر دیده میشوند، اما ابزار محدودتری هستند، چون فقط یک مقدار را نشان میدهند: سفید مطلق.
Blinkies مفید هستند، اما به اندازه هیستوگرام اطلاعات نمیدهند.
ضمن اینکه، مانند هیستوگرام، آنها هم بر اساس JPEG ذخیرهشده در فایل RAW ساخته میشوند، نه بر اساس داده واقعی RAW.
استفاده از JPEG داخلی فایل RAW روش ایدهآلی برای ارزیابی نوردهی نیست، چه از هیستوگرام استفاده کنید و چه از Blinkies.
با این حال، این سادهترین روش پیادهسازی ETTR است، چون تقریباً کار اضافهای نمیطلبد.
همچنین نسبت به استفاده کورکورانه از نورسنج ماتریسی بدون هیچ جبران نوردهی، نتیجه بهتری به شما میدهد.
5. روش دوم ETTR
روش دیگر کمی پیچیدهتر است و نیاز به تست و بررسی دارد.
ابتدا حالت نورسنجی را روی Spot Metering قرار دهید و روشنترین قسمت صحنهای را پیدا کنید که باید جزئیات آن حفظ شود.
اگر از قبل دوربین خود را تست کرده باشید، میدانید که تا چه میزان میتوانید جبران نوردهی را افزایش دهید و همچنان بتوانید اطلاعات آن ناحیه را در ویرایش بازیابی کنید.
برای مثال، با Nikon D800E من میتوانم نوردهی را حداقل تا +2.3 استاپ بالاتر از پیشنهاد نورسنج نقطهای برای روشنترین قسمت تصویر افزایش دهم.
در این روش، نیازی به تکیه بر هیستوگرام نادقیق دوربین ندارید، اما در عوض، توانایی شما در تشخیص روشنترین بخش صحنه اهمیت بیشتری پیدا میکند.
اولین مرحله این است که مشخص کنید تا چه حد میتوانید تصویر را روشنتر از مقدار پیشنهادی Spot Meter نوردهی کنید.
دوربین را روی حالت Manual و Spot Metering قرار دهید.
نقطه نورسنجی را روی روشنترین قسمت صحنه بگذارید و تنظیمات پیشنهادی دوربین را یادداشت کنید.
سپس چند عکس بگیرید، از +1/3 استاپ تا +4 استاپ.
این تصاویر را وارد نرمافزار ویرایش کنید و همه آنها را طوری تیره کنید که با نوردهی پیشنهادی Spot Meter برابر شوند.
سپس بررسی کنید روشنترین عکسی که هنوز جزئیات هایلایت را حفظ کرده است، چه میزان جبران نوردهی داشته است.
در دوربین من، این مقدار +3 استاپ بود.
اما برای داشتن حاشیه امن، نباید دقیقاً روی مرز نهایی حرکت کنید. بهتر است مقداری حدود 1/3 یا 2/3 استاپ کمتر از آن مقدار را انتخاب کنید.
در مورد من، مقدار +2.3 استاپ انتخاب مناسبی بود.
از این به بعد، برای استفاده از ETTR، در حالت Manual با Spot Metering عکاسی کنید و همیشه از همان مقدار جبران نوردهی که به دست آوردهاید استفاده کنید.
صحنه را با Spot Meter اسکن کنید و نوردهی را طوری تنظیم کنید که روشنترین ناحیه صحنه روی عدد صفر نورسنج قرار بگیرد (زیرا دوربین بهصورت خودکار جبران نوردهی مثبت شما را لحاظ میکند).
تبریک – تصاویر شما اکنون به روش ETTR نوردهی میشوند.
6. براکتینگ (Bracketing)
صرفنظر از روشی که انتخاب میکنید، بهتر است هنگام استفاده از ETTR براکتینگ انجام دهید.
پیشنهاد میکنم یک عکس با 2/3 استاپ بیشتر از نوردهی ETTR استاندارد خود و یک عکس با 2/3 استاپ کمتر بگیرید.
اگر از روش دوم استفاده میکنید و مقدار استاندارد شما مثلاً +2.3 استاپ است، مجموعه براکت شما به این صورت خواهد بود:
+1.7، +2.3 و +3 استاپ.
داشتن یک نوردهی کمتر از مقدار معمول بسیار مهم است، چون ممکن است ناخواسته بیش از حد به سمت راست نوردهی کرده باشید.
از طرف دیگر، ممکن است متوجه شوید که عکس +2/3 استاپ شما هیچ هایلایتی را نسوزانده است و بتوانید همان را بهعنوان عکس نهایی استفاده کنید.
7. ETTR در صحنههای با کنتراست بالا
یکی از سوءبرداشتهای رایج این است که ETTR همیشه به معنای استفاده از جبران نوردهی مثبت است.
در واقع، در صحنههای بسیار پرکنتراست، ممکن است دقیقاً برعکس این موضوع اتفاق بیفتد.
در صحنهای که در مثال نشان داده شده است، کنتراست بسیار زیاد باعث شد نورسنج ماتریسی دوربین نوردهی بسیار روشنتری از مقدار ایدهآل پیشنهاد دهد.

من این تصویر را با جبران نوردهی 2/3- ثبت کردم و با این حال، برخی از هایلایتها هنوز هم سوختهاند (بهویژه در سمت چپ درخت وسط تصویر).
در چنین شرایطی، اگر بخواهیم واقعاً از ETTR استفاده کنیم، باید یک استاپ کمتر از مقدار پیشنهادی نورسنج ماتریسی عکاسی میکردیم.
هرچه کنتراست صحنه کمتر باشد، احتمال اینکه دوربین نوردهیای تیرهتر از مقدار بهینه ETTR پیشنهاد دهد بیشتر میشود.
اما در صحنههای پرکنتراست، ممکن است دوربین دقیقاً برعکس عمل کند و نوردهی بیش از حد روشن پیشنهاد دهد.
8. UniWB چیست؟
همانطور که گفته شد، هیستوگرامی که روی نمایشگر دوربین میبینید از نظر فنی دقیق نیست.
بسیاری از هایلایتهایی که دوربین بهصورت سفید کامل نمایش میدهد، در واقع در فایل RAW هنوز قابل بازیابی هستند.
اگر نتوانید به هیستوگرام اعتماد کنید، تشخیص اینکه نوردهی ETTR شما ایدهآل است یا نه، تا زمانی که تصویر را روی کامپیوتر نبینید، بسیار سخت میشود.
مشکل زمانی پیچیدهتر میشود که بدانید دوربینهای امروزی پروفایلهای مختلفی برای JPEG دارند (Picture Control در نیکون و Picture Style در کانن).
از آنجایی که هیستوگرام بر اساس پیشنمایش JPEG ساخته میشود، هر یک از این پروفایلها هیستوگرام متفاوتی را نمایش میدهند، حتی زمانی که شما RAW عکاسی میکنید.
همچنین تنظیم وایتبالانس نیز روی هیستوگرام تأثیر میگذارد، با اینکه در فایل RAW بهصورت مخرب اعمال نمیشود.
نکته پیچیده اینجاست که هیچکدام از این هیستوگرامها همان هیستوگرام واقعی RAW نیستند.
برای حل این مشکل، Iliah Borg مفهومی به نام UniWB یا Unity White Balance را معرفی کرد.
این وایتبالانس کمک میکند هیستوگرام دقیقتری روی دوربین ببینید، اما در عوض مشکلات خاص خود را هم دارد.
برای رسیدن به هیستوگرام نزدیک به RAW، باید UniWB را روی دوربین اعمال کنید و یک منحنی تُن کاملاً تخت (Flat) داشته باشید؛ یعنی تنظیماتی با کمترین کنتراست ممکن.
مشکل اینجاست که UniWB و منحنی تخت باعث میشوند تصویر روی نمایشگر دوربین بسیار سبز و کاملاً بدون کنتراست دیده شود.
این موضوع برای من و بسیاری از عکاسان دیگر بسیار مهم است، چون تصویر پشت دوربین نقش مهمی در شیوه عکاسی ما دارد.
بهخصوص هنگام عکاسی منظره، من به ظاهر تصویر روی نمایشگر توجه زیادی میکنم و ترکیببندی را بر اساس آن اصلاح میکنم.
وقتی همه چیز سبز و بدون کنتراست دیده شود، تا زمانی که تصویر را روی کامپیوتر نبینم، نمیتوانم درباره موفق بودن عکس قضاوت کنم.
اگر روش کاری شما شبیه من است، استفاده از UniWB و منحنی تخت احتمالاً گزینه مناسبی برای شما نخواهد بود.
با این حال، اگر بخواهید از UniWB و منحنی تخت استفاده کنید، باید بدانید که خود دوربین عملاً در برابر شما مقاومت میکند.
تمام تنظیمات JPEG که معمولاً اهمیتی ندارند، در این حالت روی ظاهر هیستوگرام اثر میگذارند.
ابتدا باید کمکنتراستترین پروفایل تصویر را انتخاب کنید؛ یعنی Picture Control یا Picture Style حالت Neutral (یا Flat در برخی مدلهای جدید نیکون).
سپس باید کنتراست و اشباع رنگ را تا حد ممکن کاهش دهید.
شارپنینگ را صفر کنید، تمام اصلاحات خودکار (بهویژه کنترل وینیتینگ) را خاموش کنید و فضای رنگی را روی AdobeRGB بگذارید.
اگرچه فایل RAW ذاتاً فضای رنگی ندارد، اما AdobeRGB نسبت به sRGB هیستوگرام دقیقتری را نشان میدهد.
همچنین قابلیت Active D-Lighting را خاموش کنید – این قابلیت نهتنها هیستوگرام را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه روی نوردهی پیشنهادی نورسنج نیز اثر میگذارد، حتی در حالت RAW.
تمام حالتهای افکت و پردازش ویژه دیگر هم باید خاموش باشند.
هیچیک از این تنظیمات پس از وارد کردن فایل به نرمافزار RAW تأثیری روی تصویر نهایی ندارند، اما روی هیستوگرام دوربین تأثیر میگذارند.
در واقع هدف UniWB همین است: انتخاب وایتبالانسی که ظاهر هیستوگرام را بهصورت کاذب تغییر ندهد.
برای مثال، اگر وایتبالانس خیلی گرم باشد، ممکن است کانال قرمز در هیستوگرام سوخته دیده شود، در حالی که هنوز اطلاعات قابل استفاده دارد.
وایتبالانس «خنثی از نظر نوردهی» یعنی UniWB، اتفاقاً ظاهر بسیار سبزی دارد.
باز هم باید گفت اگر شرکتهای سازنده دوربین یک هیستوگرام RAW واقعی یا حتی یک حالت نورسنجی مخصوص RAW ارائه میکردند، تمام این راهحلهای دستوپاگیر اساساً غیرضروری بود.
برای دریافت فایل UniWB مخصوص دوربین خود، باید آن را از اینترنت و از فردی پیدا کنید که زحمت ساخت آن را کشیده است.
کاش شرکتهای سازنده خودشان این فایلها را ارائه میدادند – اما ظاهراً این کار به معنی پذیرفتن نیاز به هیستوگرام RAW است.
برای ثبت در تاریخ، من شخصاً از UniWB و منحنی تخت استفاده نمیکنم.
در عوض، از یکی از دو روش ETTR که بالاتر توضیح دادم (معمولاً روش دوم) استفاده میکنم.
این روشها شاید از نظر علمی دقیقترین راه نباشند، اما حداقل تصویر پشت دوربین را سبز نمیکنند!
9. چه زمانی نباید از ETTR استفاده کرد؟
از نظر تئوری، ETTR برای تمام صحنهها قابل استفاده است.
همیشه یک نوردهی «بهترین» وجود دارد؛ یعنی روشنترین نوردهی ممکن بدون سوختن هایلایتها.
اما در عمل، همیشه اینطور نیست.
اگر با ایزویی غیر از ایزوی پایه عکاسی میکنید، ETTR عملاً بیفایده است.
برای مثال، منطقی نیست که صحنهای را با ISO 1600 عکاسی کنید و بعد یک استاپ در لایتروم آن را تیره کنید.

در این حالت، بهتر است از ابتدا با ISO 800 عکاسی کنید.
نویز اضافه ناشی از ISO بالاتر، تمام مزایای ETTR را از بین میبرد.
به همین شکل، اگر اجرای ETTR شما را مجبور کند از ایزوی پایه خارج شوید، این تکنیک ارزش خود را از دست میدهد.
فرض کنید یک منظره بادی دارید و نوردهی پیشنهادی دوربین برابر است با:
f/11، سرعت 1/2 ثانیه و ISO 100.
در این حالت، هایلایتها هم در خطر سوختن نیستند.
در نگاه اول، این صحنه گزینه خوبی برای ETTR به نظر میرسد.
اما اگر بخواهید نوردهی را بیشتر کنید، یا باید سرعت شاتر را کاهش دهید (که باعث محوشدگی سوژههای متحرک میشود)، یا دیافراگم را بازتر کنید (که عمق میدان را کم میکند).
در نتیجه، تنها راه باقیمانده افزایش ISO است.
اما همانطور که گفته شد، نویز ناشی از ISO بالاتر مزایای ETTR را خنثی میکند.
در چنین شرایطی، بهتر است همان نوردهی پیشنهادی دوربین را استفاده کنید.
ETTR همچنین زمانی که فرصت کافی برای گرفتن عکس ندارید، بسیار سخت و پرریسک است.
برای مثال، عکاسان حیاتوحش یا عروسی معمولاً نوردهی «ایمنتر» را ترجیح میدهند؛ یعنی کمی تیرهتر از ETTR، اما با احتمال کمتر سوختن هایلایتهای مهم.
گاهی به این روش «نوردهی به سمت چپ» یا ETTL هم گفته میشود (هرچند بهتر است قبل از پذیرش این ایده، مقاله Nasim درباره افسانه Exposing to the Left را مطالعه کنید).
در بسیاری از مواقع، تفاوتهای کوچک کیفیت تصویر ارزش از دست دادن یک لحظه گذرا را ندارند.
اگر با JPEG عکاسی میکنید نیز ETTR فایده چندانی ندارد.
اگرچه ممکن است کمی نویز کمتر شود، اما تیره کردن نوردهی روشن در ویرایش میتواند باعث تغییر رنگها شود.
علاوه بر این، فایلهای JPEG بهصورت ذاتی اطلاعات بسیار کمتری نسبت به RAW دارند (۸ بیت هستند)، بنابراین استفاده از تکنیکی مثل ETTR روی چنین فرمتی تا حدی متناقض است.
همچنین باید توجه داشت که حتی بدون سوختن هایلایتها هم میتوان در ETTR زیادهروی کرد.
اگر از یک سوژه بسیار تیره عکاسی میکنید، تغییرات شدید نوردهی در ویرایش میتواند باعث جابهجایی رنگها شود.
البته این تغییرات معمولاً ناچیز هستند و نباید شما را از استفاده از ETTR منصرف کنند.
10. آیا ETTR ارزشش را دارد؟
با توجه به دامنه دینامیکی بسیار بالای سنسورهای مدرن و نویز بسیار کم در ایزوی پایه، ارزش ETTR در سالهای اخیر زیر سؤال رفته است.
از آنجایی که بازیابی سایهها در دوربینهای امروزی بسیار آسان شده، آیا بهتر نیست نوردهی ایمنتری انتخاب کنیم که احتمال سوختن هایلایتها در آن کمتر باشد؟

در بسیاری از موارد، پاسخ مثبت است.
امروزه افزایش نوردهی یک یا دو استاپ در ویرایش مشکل خاصی ایجاد نمیکند و اغلب افراد هم آنقدر بزرگ چاپ نمیکنند که تفاوت محسوسی ببینند.
با این حال، ما بهعنوان عکاس، همیشه به دنبال بالاترین کیفیت ممکن هستیم.
میخواهیم فایلهای RAW ما بیشترین اطلاعات ممکن را داشته باشند تا در ویرایش دستمان بازتر باشد.
اگر عکاس منظره یا استودیو هستید، معمولاً زمان کافی برای براکتینگ و رسیدن به نوردهی ایدهآل ETTR دارید.
و اگر زمان اجرای ETTR را دارید، چرا از آن استفاده نکنید؟
در پایان باید به این نکته هم اشاره کرد که برخی عکاسان بیش از حد روی ETTR تمرکز میکنند و ناخودآگاه اهمیت آن را بالاتر از ترکیببندی تصویر قرار میدهند.
ETTR یک ابزار ارزشمند است، اما تنها زمانی معنا دارد که عکس از نظر ترکیببندی، نورپردازی، فوکوس و سایر عوامل مهم، از قبل موفق باشد.
احتمالاً شما هم عکاسانی را دیدهاید که همیشه سه یا چند نوردهی میگیرند، حتی زمانی که نور صحنه تخت است یا سوژه جذابی وجود ندارد، و در نهایت با تعداد زیادی عکس بیمصرف روبهرو میشوند.
بنابراین، مهم است که بدانید چه زمانی و چگونه باید از ETTR استفاده کنید.
اگر همه عناصر تصویر خود را بهدرستی تنظیم کردهاید، ETTR میتواند به شما کمک کند آخرین ذره کیفیت ممکن را از صحنه استخراج کنید.
برای بسیاری از عکاسان، همین مزیت بهتنهایی، ارزش تحمل معایب نوردهی به سمت راست را دارد.
تهیه و تنظیم : اطمینان | نمایندگی فروش دوربین در ایران










